˙▪●دختر پاییز●▪˙
×××بدو بیا وگرنه عمرت بر فناست×××
خیلی دلم تنگ است.
خیلی!
بیدارم تا صبح.
افق را می پایم.
با لبخند خورشید
لبخند خواهم زد.
کلبه ای خواهم ساخت
در تکه بایری از جنگل.
اسبی و سگی!
دفتری و قلمی!
و گیتاری شاید!
جهانی خواهم ساخت
و....
منتظرش خواهم ماند.....
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت
0:0 توسط دختر پاییز| |
| Design By : Night Skin |



